پتیاره

 

این قرمساقِ مافنگی اگر آن شب آن همه بنگ نبسته بود به نافش،
ارضاء می شد و کلکِ کار کنده می شد و ملقمه ای نمی شد که سرِ دادنِ
دو زار – ده شاهی این قشقرق به پا شود که: "تو، دادن بلد نیستی!"

من به گورِ پدرِ پدرسگ ام خندیده باشم اگر قبل قاعده گی زیر لاحاف
کسی بخزم. مگر نه که پیش از کف کردن شاش خیلی ها، ماست نصف
بچه محل ها را کیسه می کردم و پول و پله ی سر کیسه شده را همه خرج
دوا و درمان و کف و دفن اون گور به گوری؟


من که اول و آخر همه ی جنده خانه های تهران را درآوردم قبل از این که
ممه های ام هنوز توک بترکانند؛ اگر این حاجی پدرسگ را درست ارضاء
کرده بودم که الان کارم به کنار خیابان اتو زدن نمی کشید...

 del.icio.us  Stumbleupon  Technorati  Digg 

 

What did you think of this article?




Trackbacks
  • No trackbacks exist for this entry.
Comments
  • No comments exist for this entry.
Leave a comment

 Enter the above security code (required)

 Name

 Email (will not be published)

 Website

Your comment is 0 characters limited to 3000 characters.